
+ دیشب رو بدون اینکه از خواب بپرم به صبح رسوندم و خُب خوشحالم!+ داشتم ناخنما میگرفتم که آماده شم برای کلاس ساز ، که خب حواسم نبود اونی که نباید کوتاه میکردم هم کوتاه کردم -_- عادت به مضراب نیز ندارم.+ امروز یاد سوری افتادم همش. تو اون یکی وبلاگم باید ازش بنویسم. فکر کنید مثلن همیشه دلتون میخواسته لیلی و مجنون رو از نزدیک ببینید و الان یکی مثل لیلی هنوز هست و من از نزدیک دیدمش، خب حس خوبیه دیگه :|+...
ادامه مطلب